Tuesday, December 19, 2006

شبنواز - شعر

Dance school - Amsterdam, 1998 - Photo by Ramin Farahani

شبنواز

می آیی
خاموش تر از سایه در شب
می آیی

در هراس پس کوچه از عابری ناشناس
می آیی

در وحشت میدان از همایشی نابهنگام
می آیی

در نی نی ِ چشمان پوشیده از پرسش
که ژرفای این فصل را
فراسوی میله ها نگریسته اند
می آیی

با دستانی پر از صدا
با صدایی گره خورده از سکوت
می آیی

و شب را که بی تو
در شهوت نواخته شدن خاکستر می شود
از تاقچه به ایوان می بری
هراس را در گیسوانت به بند می کشی
شعله را با نغمه ساز می کنی
و خواب را با زخمه بیدار

تو باد را
تو آتش را
تو آشوب را

تو شهوت شب را
لرزش لب را
تو تب را

رقص کنان می آیی

رامین فراهانی،
2000، آمستردام

No comments: