Sunday, September 24, 2006

فیلمهای ایرانی در اوترخت و ماجرای پایان نامه

جشنواره ای یک روزه از فیلمهای ایرانی همراه با برنامه های جنبی یکشنبه 24 سپتامبر در شهر اوترخت ِ هلند برگزار می شود.
"بچه های آسمان" از مجید مجیدی و "تهران، ساعت هفت صبح" ساخته ی امیرشهاب رضویان از جمله فیلمهای جشنواره اند. رضویان خود نیزموقع نمایش حضور دارد و به زودی صحنه های باقیمانده از فیلم جدیدش را در هامبورگ فیلمبرداری خواهد کرد. همچنین مستند "دماغ به سبک ایرانی" [تصویر] به کارگردانی مهرداد اسکویی و نیز مجموعه ای از فیلمهای پویا نمایی نیز امروز نمایش داده می شوند.

مدیر جشنواره می گفت که همه ی بلیط ها از قبل رزرو شده اند.( با این حال اگر در این حوالی هستید به سایت رجوع کنید شاید هنوز جای خالی باشد):

Iraans Film Festival in Utrecht

او دختر جوانی ست با اسم و قیافه ی ایرانی اما پارسی بلد نیست. در عوض هلندی اش حرف ندارد. در دانشگاه آمستردام در رشته ی "علوم سینما و تلویزیون" درس خوانده است، رشته ای که رویکرد اش بیشتر نظری ست؛ برخلافِ آکادمی فیلم و تلویزیون هلند که به کار عملی بیشتر اهمیت می دهد. جالب است موضوع پایان نامه ی تحصیلی خانم رحیمی را هم بدانید: "سانسور در سینمای ایران".


وقتی این را از او شنیدم، یاد دوران دانشجویی ِ خودم افتادم، در دانشکده ی سینما و تئا تر در تهران. اولین موضوعی که در سال 1373 برای پایان نامه ام ارائه دادم همین بود، ولی با لحنی ملایم تر: "ممیزی در سینمای ایران"، که شورای آموزش آن را رد کرد.

من هم چندی بعد موضوع دیگری پیشنهاد کردم: "جلوه های ایمان در سینمای ایران". باورتان نمی شود، این یکی هم بدون دلیل مشخصی رد شد. هدف من از انتخاب موضوع دوم به هیچوجه چاپلوسی نبود. فرضیه ام این بود که ایمان در سینمای ایران جلوه ی راستین خود را نیافته است، به جز چندین صحنه یا لحظه البته. در فیلمهایی مثل هامون ِ مهرجویی و دیده بان ِحاتمی کیا و چندتای دیگر. یعنی ما فیلمی نداشتیم که تم یا درونمایه ی اصلی اش ایمان باشد و قالب و سبک شایسته ای هم برای ایجاد فضایی معنوی پدیدآورده باشد.
.

یادم هست پیش از آنکه جواب رد بدهند، رفتم به انجمن حکمت و فلسفه تا دکتر سروش را ببینم و راضی اش کنم استاد راهنما بشود برای این موضوع. یکی دوبار که دیدار میسر نشد از خیر اش گذشتم. بعدها یک دوست ِ همدانشکده ای که توانسته بود موافقت سروش را بگیرد به من گفت: سروش می خواسته بداند تا چه حد مصر و جدی هستی. گفتم: این که می شود مرید پروری! گفت: راه ش همین است...

اما من نیازی به مراد نداشتم و شاید به همین علت در انجمن حکمت ساعت ها به انتظار ننشسته بودم. او از دید من انسان فرهیخته ای بود و از هر دری سخن می گفت، کلید اش مولانا بود. با اشعاراو چنان شور غریبی در وجود آدم ایجاد می کرد که از خود بی خود می شدی... به ندرت فیلمی را می شود یافت که چنین شوری در دل آدم بیاندازد. اگر سراغ دارید بگویید.

Friday, September 22, 2006

جهانیان سلام! پیام ِ انوشه انصاری از فضا

Bellow a Persian citation of Anousheh Ansari's first message from the space: Hello World / ISS NASA

انوشه انصاری فضا گرد ِ ایرانی تبار، پس از ورود به مدار زمین، در 21 سپتامبر شرحی از مراحل پرواز را به زبان انگلیسی روی وبلاگ اش گذاشت. او پس از شرح مقدمات و شور و حال ِ پیش از پرواز، می نویسد که لرزشهای ناشی از پرتاب سفینه برخلاف تصوراش به ملایمت برخاستن یک هواپیما بوده است. مسافت بسیار طولانی ست و امکان تماشای بیرون هم نیست.

تا اینکه در انتهای مسیر تابش نور به درون سفینه او را دلگرم می کند. استقرار در مدار زمین و احساس بی وزنی در او شادی سرشار برمی انگیزد و خنده ی بسیار. بخش پایانی یادداشت ِ ساده اما گیرای انصاری حال و هوایی بدیع و پیامی دلنشین دارد:

و بعد بی وزنی...

حس ِ شگفت انگیزِ رهایی که بر هر چهره ای لبخند می نشاند. به آرامی از صندلی ام جدا شدم در حالی که هنوز داشتم می خندیدم. باورم نمی شد... راست اش را بخواهید هنوز هم این ماجرا برایم مثل یک رویا ست... چنان محکم به صندلی بسته شده بودم که نمی توانستم بیرون را نگاه کنم. سرانجام وقتی که در مدار امن قرار گرفتیم، این امکان فراهم شد که کلاهِ محافظ را از سر برداریم و تسمه های ایمنی را باز کنیم.

ل. ا. دستکش اش را درآورد و دستکش در فضای کابین به حالت شناور به حرکت درآمد. در تمام این مدت من جلوی خنده ام را نمی توانستم بگیرم. سرانجام امکان یافتم نگاهی به بیرون بیندازم و کره ی زمین را برای نخستین بار دیدم... اشک از چشمانم جاری شد. نفس ام در نمی آمد... اکنون نیز که به آن لحظه می اندیشم چشمانم از اشک پر می شوند. این سیاره ی زیبا پیش ِرویم بود، از تابش خورشید گرما می گرفت و دلنوازانه گردِ خود می چرخید... آنچنان آرام و سرشار از زندگی... نه اثری از جنگ بود، نه نشانی از مرز و خصومت. فقط زیبایی ِ محض بود.



بی اندازه دلم می خواست که همه این حس را در درونشان تجربه کنند، به ویژه آنهایی که در رأس حکومت های جهان هستند. شاید چنین تجربه ای به آنها دید تازه ای بدهد و کمکی باشد برای استقرار صلح در جهان.


فکر می کنم فعلن همین بس باشد....
در باره ی ادامه ی مسیر در پیام بعدی برایتان می نویسم... الان هوس خوردن ِ غذای فضایی کرده ام. در دور ِبعدی باز با شما تماس خواهم داشت... همین حالا داریم از بالای اقیانوس آرام می گذریم و به مکزیک نزدیک می شویم...

_________________________________

واکنش هلندی ها به سفر فضایی زن ایرانی (در همین وبلاگ)

متن کامل پیام های انصاری از فضا به پارسی (روی وبلاگ خود اش)

Nederlandse vertaling van Ansari´s woorden uit de ruimte

Jews of Iran, Documentary فیلم یهودیان ایران



Jews of Iran یهودیان ایران יהודי אירן

To buy a DVD please email Ramin Farahani:

Documentary, 52 min, 2005, The Jewish Broadcaster of Dutch TV
Persian spoken, English subtitled & narrated

Directed and Produced by: Ramin Farahani

Press and Festivals described this film as:
Path breaking, Courageous, Highly sympathetic, Touching, Informative

Best documentary nominee at
Jewish Eye film festival 2006

Synopsis: This film takes you on a rare journey through Iran's Jewish communities from Tehran to Isfahan and finally to Shiraz, where the infamous case against Jews accused of spying took place.
Director Ramin Farahani illuminates the vast discrimination of Jews in Iran, while simultaneously revealing the rich and passionate culture of a community, their strong relationship to their country, and their hopes for the future.
*

Article Citation: Roya Hakakian, author of Journey from the Land of No, is an Iranian Jew who moved from Iran to the United States twenty years ago. Although skeptical at first about a portrayal of Jews in Farahani’s documentary, she truly loved it after she saw it. Hakakian didn’t expect the film to be “so well done and so well investigated” and sincerely felt “the curiosity” of Farahani portrayed through the film. She said that by creating Jews of Iran Farahani has formed “an alternate of Iranian history, compared to what the regime is expressing and what the world is led to believe [about Iran].”... Full Story. *
.


Selected by the biggest Jewish Film Festivals:

New York, San Francisco, Toronto, Warsaw


To buy a DVD for institutional use or screenings please email Ramin Farahani:
 For International masters and broadcast rights please contact: The Jewish broadcaster of Dutch Radio and Television.
Note: Other possible sellers or distributors of this film (whether on DVD or in other formats) are NOT authorized. Please inform us in case: e-mail

Tuesday, September 19, 2006

واکنش هلندی ها به سفر فضایی ِ زن ایرانی

Bellow follows the Persian translation of reader-comments on Anousheh Ansari 's space-trip, given in a Dutch newspaper.

خبر پرواز انوشه انصاری، اولین فضاگرد ِ زن را همه ی دنیا دید و شنید و این باعث افتخار ایرانیان شد، چرا که او اصالت خود را پنهان نکرد و حتا پیش از پرواز گفت: " فکر می کنم که پرواز من بارقه ای از امید در دل جوانان ایرانی ایجاد کند و یاری شان دهد که به پیشرفت بیاندیشند، به چیزهای مثبت. چون هر چه آنها می شنوند افسرده کننده است، حکایت جنگ و خون ریزی ست."

روزنامه ی عامه پسندِ هلندی Telegraaf که همدلی چندانی با مهاجر جماعت ندارد، این خبر مثبت ِ عالمگیر را بیدرنگ درج کرد. ( متن هلندی)

.

اما جالب تر از خود ِ خبر، نظرات ناهمگون و گاه طنز آلود خوانندگان بود که مرا برآن داشت آنها را ترجمه کنم تا فارسی زبان ها هم با واکنشهای گاه سطحی یا مغرضانه و گاه منطقی و همدلانه ی خوانندگان خبر که اغلب هلندی اند آشنا شوند. البته خوبی ِ اینگونه نظرخواهی ها نیز همین است که کسی احساس و عقیده ی خود را پنهان نمی کند.

چندتایی از نظرات تکراری یا بی ربط را کنار گذاشتم. محل سکونت افراد را به زبان هلندی کنار بیشتر اسم ها می بینید. امیدوارم لذت ببرید و نظر خودتان را نیز در انتهای مطلب بفرستید.

--------------------------------------------------------

Mark Peters, Voorburg: خوش به حال اش و آرزو می کنم که در اوج آسمان به او خوش بگذرد!

K. Fakkedlij, Amstelveen: چه ایده ی فوق العاده ای. حالا باید دولت ایران هم یک بلیط یک طرفه بگیرد برود به همان سمت!

H.J. den haag: این یعنی اینکه بیست میلیون دلار را باد ِ هوا کنی. این خانم پناهنده با این پول کارهای بهتری هم می توانست بکند.

Klaas, Utrecht: ای بابا، به نظر من ملاهای ایران هنوز فکر می کنند که زمین صاف است، و درنتیجه اصلاً وجود چیزی مثل یک ایستگاه فضایی ممکن نیست...؛-) اما من بعنوان یک لامذهبِ معتقد و یک پیروی ثابت قدم علم و دانش برای این خانم ایرانی موفقیت کامل آرزو می کنم، و اگر یک وقت بخاطر همکاری اش با کاروان علم مشکلی برایش پیش آمد ( چون تمام علوم در قرآن جمع شده است!) لازم است که ما قبل از هر کس دیگر به او پناه بدهیم.

Mike, Best: آیا اینها لباس فضانوردی با روسری هم دارند یا نه؟

Ronald, Heerlen: امیدوارم که او الگویی باشد برای زنهای بسیاری که در ایران تحت فشار هستند.

AMS, AMS: مواظب باشید، این جاسوسی ِ فضایی است.

Verrijk, Haarlem: آیت اله ها از این کارها خوششان نمی آید و تعبیرشان این خواهد بود که چنین کاری تجاوز به حریم ملکوت است، بخصوص که زنی همراه با دو مرد داخل یک کپسول به سوی ایستگاه فضایی می روند. من برایش آرزوی موفقیت می کنم و او در زادگاه کهن خود نمونه ای خواهد بود برای هم سرنوشت های ستم دیده اش. میان آسمان و زمین چیزهای بیشتری هم وجود دارد، بی آنکه لازم باشد مذهب را در آن دخیل کنیم. آیت اله ها مراقب باشند، به زودی او شیطان را با خود می آورد و باز شما بهانه ای خواهید داشت که پیشرفت را مورد حمله قراردهید!

Ton, Schiedam: کاش او در فضا باکره های معروف را ملاقات کند و درس خوبی به آنها بدهد!

Martin, Amsterdam: سفر فضایی، باشد، موردی ندارد. اما این بیست میلیون را از کجا آورده؟؟؟

Patrick, Hoofddorp: آیا قبل از حرکت بازرسی اش می کنند ببینند موادمنفجره همراه دارد یا نه؟ و فکر اش را بکنید که سفینه ی فضایی را بدزد و با آن به جایی حمله کند! برای پرداخت هزینه ی سفر از کجا پول آورده است؟

Firoz Irani, utrecht: او باعث افتخار است.

H. de Groot, Rotterdam: بسیاری از جوانان ایرانی سکولارتر از آن اند که شما می پندارید! بخصوص جوانانی که دانشگاه می روند. کمی به آنها فرصت بدهید، اغلب تعصباتی به این جوانان نسبت داده می شود که خودشان هم خواهان آن نیستند.

W. te Amersfoort: مسخره است! بهتر بود این همه پول را می دادند به "جهان سومی ها". جایی که هنوز آدمها از گرسنگی می میرند.

stefano, a'dam: حتماً باز دوباره عده ای "مسلمان" خواهند گفت که به ما توهین شده...

Niek, groningen: زنی پرموفقیت در کار خود، که برای زنان هموطن اش نمونه است و خوش ظاهر هم هست! دیگر چه می خواهید؟... فقط حیف که عده ای خواننده ی وامانده اصرار دارند خود را با اظهار نظرهای لات منشانه خالی کنند. حرف حساب شماها چیست؟

ik, duitsland: " انصاری مجبور شد پرچم ایران را از لباس فضانوردی اش جدا کند." مضحک نیست؟ پس پرچم آمریکا و روسیه را هم ممنوع کنید دیگر.

De La Verga, En Quesa: چه زن زرنگی... از هیچ به میلیونها رسیده... کارش عالی ست.... فکرکنم در سال صدمیلیون دلار درآمد دارد وگرنه بعید بود بیست میلیون برای سفر فضایی بپردازد... خطاب به آنهایی که منفی بافی می کنند: پوزه تان را ببندید و در کارخانه بیگاری کنید یا به حقوق از کار افتاده گی بچسبید... گیرم که این زن زمانی از کشور خود گریخته باشد اما حالا یک آمریکایی ثروتمند است. اما شما بعد از بیست سال کجا خواهید بود؟ بگذارید حدس بزنم:...بیمه ی از کار افتاده گی...از او یاد بگیرید! از همه ی شما باهوش تر است! این را ثابت کرده.

Kees, Rotterdam: یک ایرانی؟ شک دارم. تو پرچم و افتخار ات را کنار گذاشتی. به همین خاطر دیگر نماینده ی ایران نیستی و نمی توانی برای آنها قد علم کنی. پس متأسفم! تو اولین نفر نیستی. موفق باشی آمریکایی، با آن پیام بی ربط ات.

Willem, Zoetermeer: حق اش بود این بیست میلیون برای اهداف بهتری مصرف می شد.

Dick,: اوف... اگر زرنگ باشد می تواند در " اعماق فضا" باز کلی پول بسازد. منظورم این است که آن مردهای بیچاره که چندین ماه در آن ایستگاه فضایی حبس شده اند احتیاج دارند که گاه گداری هم چیز...اوم.... و باید اعتراف کنم که جذاب به نظر می رسد!

MrSiezen,: بچه ها، هزینه کردنِ این بیست میلیون برای این کار خیلی مفیدتراست تا اینکه مثلاً به فقرا پرداخت می شد. اگرچه شکمی با آن سیر نمی شود اما پیامی روشن دارد خطاب به آنهایی که زنان بسیاری را از جمله در ایران سرکوب می کنند. ضمناً نمونه ای برای خود زنها هم هست. خیلی ها را امیدوار می کند و نشان می دهد که باید آنچه خودشان می خواهند، همان را انجام دهند. از تلویزیون ایران آگهی برای صندوق پستی 51 پخش نمی کنند...[اشاره به صندوقی در هلند که پاسخگوی پرسش های مردم درخصوص خدمات دولتی وحقوق شهروندی ست].

Arnold S., California: پرواز این زن فقط ایرانی ها را امیدوارتر نمی کند، بلکه به همه ی آنهایی که می خواهند روزی زمین را ترک کنند امید می دهد. آدمهای پولداری مثل این خانم به مرور باعث می شوند که افراد بیشتری از عهده ی پرداخت هزینه ی سفرهای فضایی برآیند. کمپانی ویرجین در سال 2008 تورهای درون مداری اش را شروع می کند. تا ارتفاعی نزدیک به 100 هزار کیلومتر فقط با 200 هزار دلار. پس من نیز پیش از آنکه عمر ام به آخر برسد می توانم وارد فضا بشوم. برای همین هم الان دارم کار می کنم.

l. Mooij, ISS : چه قشقرقی براه انداخته اند سر اینکه یک نفر چطور پول خودش را مصرف می کند. بدخواهی هنوز همه جا حضور دارد. و درباره ی به باد دادن آن بیست میلیون: یک سنت اش هم حرام نمی شود. همه ی مبلغ روی زمین پرداخت شده است بابت حقوق آنهایی که در برنامه های فضانوردی کار می کنند. برای یک بار هم که شده مثبت فکر کنید، نق نقوها !

els, schiedam: آفرین دختر. به تو افتخار می کنم. و تو Mike ، اگر درست به عکس نگاه کنی می بینی که روسری سرش نکرده است. دیگر چه حرفی داری؟ حسودی؟

Jolanda, H.:ایرانی-آمریکایی، زن، اولین زن ایرانی در فضا، 20 میلیون؟؟؟؟؟؟ این در من احساس عجیبی بوجود می آورد.

abdul-kadir, apeldoorn:خبر خوبی است به نظر من! اما اینکه باید پرچم ایران را جدا می کرد، نه. ایرانی ها ملت بدی نیستند و پرچم شان نشانه ی تروریسم نیست. فقط عده ای بی عقل همیشه در این جمع هستند که ایران و عربها و همه ی مسلمانها را بدنام می کنند. هر مسلمانی که تروریست نیست. من هم مسلمان ام و زادگاه ام ترکیه است. انشاء اله بتوانیم به دنیای غرب نشان بدهیم که ما تروریست نیستیم!

Joop, Amsterdam: این خانم هزینه ی سفر اش را خودش می پردازد و امیدوارم که خیلی به او خوش بگذرد. و خطاب به آنهایی که زیادی جوش می زنند هم بگویم که... کون گشادتان را جمع کنید تا شاید خودتان هم یک وقت به مسافرت تفریحی بروید. هر کس که سخت کار می کند به نظر من حق اش است که تفریح هم داشته باشد.

mike,, leerdam: بیست میلیون دلار؟ در کشور خودش مردم از گرسنگی تلف می شوند.

a, rotterdam: بیست میلیون. اگر این زن سفیدپوست بود باز هم شما همینطور واکنش نشان می دادید؟ درباره ی اتلاف پول، باکره ها، فقر و غیره: بهتر است مراسم روز شازده ها را ببینید [ مراسمی مجلل برای اعلام عملکرد و برنامه های ی دولت توسط ملکه ی هلند که امروز بود اتفاقاً ]. آنجاست که پول هدر می رود.

.: بالاخره معلوم شد که زنهای ایرانی هم دارند خودشان را از محدودیت ها رها می کنند. او با سختکوشی تحصیل و کار کرده است تا بتواند به اینجا برسد و امیدوارم که نمونه ای باشد برای زنهای دیگری که سرکوب می شوند!

Dolf, Almere: این بیست میلیون در هر حال بهتر از پول نفت ایران هزینه شده است که صرف ِ کاتیوشا های حزب اله می شود، که آنها راهم اسرائیل با یک میلیون و دویست هزار بمب خوشه ای خنثی می کند..

: Bergh, Almere خوشبختانه چند واکنش مثبت هم بین دیگر واکنش ها ی پر از بلاهت وجود دارند. چه نظرات احمقانه ای راجع به پول، مسلمانها و روسری. چه موجودات سطحی و سرخورده ای هستند. تازه از غلط های زبانی شان چیزی نمی گویم. به نظر من باید حق رأی دادن را از اینجور آدمها گرفت. دریغ اگر هلندی های معمولی چنین باشند. این خانم کارش حرف ندارد.

N. Aydogdu, Utrecht: هر چه باشد این زن جایی می رود بالاتر از مردان ِ هموطن اش با آن ریش و پشم و قالیچه ی سلیمانِ شان!