Friday, June 13, 2008

سَرده


سرده. شبها سردتر. نروژ برف اومده! یه هفته به تابستون کی شوفاژ روشن میکنه؟ سرم رو از پنجره میدم بیرون تا دود سیگار تو اتاق نپیچه. چشم میندازم ببینم غیر از نقاشِ پیر طبقه ی چهارم دیگه کی بیداره. هیچکس.


ساعتِ دیجیتالیِ فِر همسایه ی بغلی 2:58 رو با نور سبز روشن نشون میده. آشپزخونه اش به حیاط کوچیک و مسدودی وا میشه که واسه تماشای جام اروپا تنگه، اون هم با رفقاش. لابد فردا (یعنی امروز) باز میریزن اینجا برای بازیِ هلند و فرانسه. اما آبجو و فوتبال که تو سرما فاز نمیده.


اون روز که هلند ایتالیا رو سه هیچ زد، هوا محشر بود. جلویِ کافه ها، پشتِ پنجره های باز، توی پیاده رو، همه جا جماعتِ نارنجی ناباورانه یکی از خوش ترین روزهای تاریخ فوتبال هلند رو تجربه میکرد. اما نتونستم عکسهای نارنجی بگیرم بذارم اینجا. چون دوربین ام گم شده یا شاید دزدیدن.


تیم هلند در اولین بازیش در جام اروپا قهرمان جهان رو ترکوند و انتقام فرانسه رو که به ناحق دوم شده بود، گرفت. حالا فرانسه بدون زیدان با هلند چه میکنه؟ من هوادار کی ام؟ چرا آدرنالین ام آمپر نمیزنه وقتِ گلهای نارنجی؟ پس هیجانِ بازی فردا در چیه؟

.

چه خوبه آدم خواب اش بگیره و شُر شُر بارون یه نموره سکوت رو بشکنه.

No comments: