Friday, December 05, 2008

آمستردام، شهر لاشی ها

آمستردام بی تردید زنده ترین شهر هلند و یکی از آزادترین شهرهای دنیاست. اما اگر درست درک اش نکنید چه بسا آن را شهری ولنگار بنامید. چندی پیش یک سینماگر ایرانی که با فیلم اش به جشنواره ای در آمستردام آمده بود بی آنکه نقبی به گنجینه های فرهنگی این شهر بزند و از سازوکار رواداری در آن، چیزی بداند به من گفت: "اینجا شهر لاشی هاست". وقتی پرسیدم چرا، گفت جواب اش مفصل است و برایت خواهم نوشت. اما ننوشت.


و من هنوز نمی دانم چرا شهری که در آن دختری جوان می تواند ساعت چهار صبح سوار بر دوچرخه اش آسوده خاطر از کافه یا دیسکو به خانه برود، شهر لاشی ها نامیده می شود اما آن شهری که خیابانهای روز اش جولانگاهِ شهوت زده گان است و دیوارهای بلندش پوشاننده ی تباهی، شهر پاکان انگاشته می شود. به هر رو شخصیتِ یک شهر بسیار گسترده تر و پیچیده تر از این حرفهاست و دریافت هر فرد از یک شهر بستگی به زاویه ی دید و تجربه ی شخصی او دارد.


ابتدا می خواستم از ایدفا یا جشنواره ی مستند آمستردام بنویسم که هفته ی گذشته به پایان رسید، اما از آنجا که کم فیلم دیدم و دیگر رسانه های پارسی هم گزارشهایی از آن منتشر کردند و خواهند کرد، بهتر دیدم در این مقال به وجوهی از آمستردام و هلند بپردازم که کنجکاوی پیرامون آن بسیار است، از جمله نزد آنان که ولنگار می پندارندش.


قارچ زدایی و تبعیدِ بَنگ


در هلند فروش قارچهای توهم زا (Paddo's) از اول دسامبر سال جاری ممنوع شد. اما گفته می شود بدلیل ناهماهنگی شهرداری و پلیس آمستردام در مورد شیوه ی نظارت بر این ممنوعیت، هنوز برخی مغازه ها (smartshops ) بصورت زیرمیزی آن را به گردشگران عرضه می کنند. به نظر می رسد شهرداری آمستردام که اکثریت شورای شهر در آن با سوسیال دموکرات ها و احزاب چپ و لیبرال است، با اکراه تن به مقررات جدید داده است. این ممنوعیت پس از بحث ها و بررسی های طولانی و در پیِ آن اجرایی شد که چندنفر از جمله یک دختر فرانسوی بعد از خوردن قارچ توهم زایِ قوی خودکشی کرده یا سلامت خود را از دست دادند. مخالفان این طرح نگرانِ ادامه ی تولید و عرضه ی مخفیانه ی قارچهای توهم زا دور از دیدِ دولت و نهادهای بهداشتی هستند. فروشندگان مجاز بر اساس یک سیستم درجه بندی، مشتریان خود را از شدتِ تأثیر انواع قارچ ها آگاه می کردند تا از اُوردوز یا بیشخواری پیشگیری کنند. تولیدکنندگان اصلی نیز دارای مجوز و تحت بازرسی بودند.


Amsterdam treed nog niet op tegen paddo's


حال که به مواد مخدر پرداختیم بد نیست بدانید که یکی از شعارهای انتخاباتی رهبر حزب دموکرات مسیحی و نخست وزیر فعلی هلند، یان پیتر بالکِن اِنده، این بود که کافی شاپ ها نباید در نزدیکی مدارس باشند. در هلند به مکان هایی کافی شاپ گفته می شود که در آن خرید و مصرف گرس یا حشیش آزاد است. بیشتر هوادارن احزاب مسیحی در هلند در مناطق روستایی و شهرستانهای کوچک زندگی می کنند و خیلی از آنها شهری چون آمستردام را محلی مناسب برای زندگی و تربیت فرزندان خود نمی دانند! اما واقعیت این است که فرزندان همین ها به دانشگاه های آمستردام می آیند و یا وارد بازار کار در این شهر تجاری می شوند.


اکنون که حزب دموکرات مسیحی اکثریت را در کابینه دارد، برای عملی ساختن شعار تبلیغاتی خود، مصوبه ای را به اجرا گذاشته که بر اساس آن کافی شاپ های نزدیک به مدارس باید تا سال 2011 به بیرون از شعاع دویست و پنجاه متریِ مدرسه ها نقل مکان کنند! روشن است که این اقدام مبنایی عوامفریبانه دارد. وقتی نوجوانانِ دبیرستانی از کشورهای دور و نزدیک به آمستردام می آیند تا بی دغدغه بنگ و علف بکشند، آیا نوجوانان هلندی نمی توانند دویست و پنجاه متر فاصله را طی کنند و دور از چشم مربیان و همکلاسی ها، در کافی شاپ سیگاری بار بزنند و دَمی بگیرند؟


Tientallen coffeeshops Amsterdam moeten sluiten


برهنه نمایی نوعی نمایش است


دیگر اینکه امروز دادگاه عالی هلند حکمی جالب صادر کرد که بر اساس آن برهنه نمایی یا Peep Show گونه ای از نمایش محسوب می شود. در پیپ شو یک زن یا زوجی برهنه در صحنه ای مدور به نمایش اندام خود و حرکات شهوانی می پردازند و تماشاگران از پشت شیشه های کابین های اطراف، با انداختن سکه برای دقایقی آنها را دیدمی زنند.


ماجرای پرونده ی یادشده از این قرار بوده که مالک یکی از پیپ شو های محله ی نور قرمز یا ردلایت در آمستردام از پرداخت نوزده درصد مالیات بر درآمدِ محل کسب خود سربازمی زند و مدعی می شود که او نیز همچون دیگر نمایشخانه داران باید مشمول تخفیف های مالیاتی شود. توضیح اینکه تآترها و نمایشخانه های هلند بر مبنای حمایتهایی که از فعالیت های فرهنگی صورت می گیرد، تنها شش درصد از نوزده درصد مالیات بر درآمد خود را می پردازند.


سرانجام وزارت دارایی هلند از این پیپ شو در آمستردام شکایت می کند اما دادگاه عالی حق را به مالکِ پیپ شو می دهد و استدلال می کند که فقدانِ جنبه های هنری و فرهنگی در برهنه نمایی چیزی از نمایشی بودنِ آن نمی کاهد و پیپ شو نیز چون هر نمایش دیگری مشمول تخفیف های مالیاتی می شود. حال وزارت دارایی باید هزینه های قضایی این پرونده را بپردازد و اداره ی مالیات هلند هم باید منتظر شکایت های مالکانِ دیگر پیپ شوها باشد که برمبنای این حکم می توانند اضافه پرداختهای مالیاتی خود را مطالبه کنند.


Rechtspraak verlaagde belasting peep show


حال که سخن از ردلایت یا محله ی قرمز به میان آمد بد نیست بدانید که ائتلاف مسیحی در کابینه و مجلس هلند تلاش کرده تعداد ویترین های این محله را کاهش بدهد. ردلایتِ آمستردام (و دیگر ردلایت های هلند) ویژگی شان در این است که روسپی ها نه در محیطی بسته بلکه در پشت پنجره هایی رو به خیابان عرض اندام و جلب مشتری می کنند.


اتاق بازرگانی آمستردام هشدار داده که کاهش ویترینهای ردلایت از درآمدِ این محله (که پذیرای بیش از یک چهارم گردشگران است) می کاهد. اتاق بازرگانی همچنین پیشنهاد کرده که برای تقویتِ اقتصاد محله ی نور قرمز باشگاه ها و فروشگاه های اروتیکِ مجلل ایجاد شود و شخصیت شهوانی محله از بین نرود.


Wallen moeten erotisch blijven

2 comments:

جهانگرد said...

سلام
نم دانم چه بگویم ولی فکر نکنم کسی در امستردام ادم را مجبور به شهوترانی وهرزگی کند ایا چنین نیست ؟

Ramin Farahani رامین فراهانی said...

جایی که آزادی هست اجبار نیست. و جایی که آزادی نیست سوای جبر بیرونی و باید و نباید ها، اجباری درونی در آدمها انباشته می شود که می خواهد خود را با زیاده روی و به شکلی بیمارگونه از بندها و عقده ها رها کند. اغلب آنچه در دسترس است کمتر وسوسه می کند تا آنچه منع می شود. نتیجه اش را خود می دانید