Wednesday, January 07, 2009

نقشه‌ی بوش راه را برای تجاوز به غزه گشود

Below my Persian translation of: Bush Plan Eliminated Obstacle to Gaza Assault



این روزها همه از غزه سخن می‌گویند اما کمتر متن و تحلیلی می‌بینیم که زوایای مبهم و زمینه های این درگیری را آشکار کند. امروز به مقاله ای روشنگر برخوردم از تحلیلگری در آمریکا به نام Gareth Porter که با بررسی تحولات دو سه سال اخیر نشان می‌دهد چطور قدرتهای کوچک چون حماس، فتح و حامیانشان به دام دسیسه های قدرتهای بزرگ چون آمریکا و همدستانش می‌افتند و مردم خود را در معرض جنگ و نابودی قرار می‌دهند.


به جای حرفهای کلی، شعار و آه و نالههای معمول که دردی دوانمیکنند، بهتر دیدم این متن را ترجمه کنم تا شاید پاسخگوی بخشی از پرسشهای ما پیرامون چرایی این جنگ نابرابر باشد و چه بسا عبرتی برای ساده اندیشان.


نقشه‌ی بوش راه را برای تجاوز به غزه گشود


تا اواسط 2007 شروع جنگی تمام عیار از سوی اسرائیل علیه حماس در غزه با یک مانع سیاسی جدی مواجه بود: این واقعیت که حماس برنده‌ی انتخابات آزاد و منصفانه‌ی مجلس فلسطین شده بود و جناح عمده را در دولتی کاملا مشروع تشکیل می‌داد. هدف نقشه [ی آمریکا و اسرائیل] آن بود که محمود عباس رئیس جمهور فلسطین را وادارند تا دولت حماس را که بطور دموکراتیک انتخاب شده بود منحل کند - کاری که بوش ماه ها تلاش در انجام آن داشت اما موفق نشده بود.


در سال 2006 حماس پنجاه و شش درصد از کرسی های مجلس فلسطین را بدست آورد و ماهِ بعد از آن، شورای قانونگذاری فلسطین رأی به تشکیل دولتی جدید به نخست وزیری اسماعیل هنیه از رهبران حماس داد. دولت بوش بی درنگ شروع به بهره برداری از کنترل خود بر گروه چهار (آمریکا، اتحادیه اروپا، سازمان ملل و روسیه) کرد تا شاید نتیجه‌ی این انتخابات را لغو کند. گروه چهار به پیروزی حماس اینگونه واکنش نشان داد که حماس باید مقاومت مسلحانه را نفی کند و حتا پیش از رسیدن به راه حلی سیاسی «خلع سلاح شود». این در اصل مطالبه‌ی وضعیتی بود که اسرائیل را قادر می‌ساخت با بکارگیریِ کنترل نظامی و اقتصادی خود بر کرانه‌ی غربی و غزه، راه حل یکسویه‌ی خود را به فلسطینیان تحمیل کند.



همزمان دولت بوش و اروپایی ها همه‌ی پرداختهای مالی به دولت فسلطین را متوقف کردند و اسرائیل نیز برخلاف معاهده‌ی پاریس با ساف از تحویل مالیاتها و عوارض گمرکی به مقامات فلسطینی خودداری کرد. بر مبنای این معاهده که جزئی از توافقنامه‌ی اسلو است، اسرائیل از جانب فلسطینیان این مالیاتها را اخذ می‌کند.


زمانی که عباس دربرابر خواستِِ آمریکا برای انحلال دولت منتخب ایستادگی کرد، وزیران خارجه‌ی آمریکا و اسرائیل، رایس و لیونی، در سپتامبر 2006 در سازمان ملل به عباس گفتند که دولتی فلسطینی با مشارکتِ حماس مورد قبول آنها نیست.


اوایل اکتبر 2006 رایس به رام الله گسیل شد تا رئیس جمهور فلسطین را مغلوب کند. مطابق یادداشتی از وزارت خارجه‌ی آمریکا که بعد در Vanity Fair منتشر شد، رایس از عباس خواست تا متعهد شود که دولت حماس را در عرض دو هفته منحل سازد، و درنهایت وعده‌ی عباس را برای انجام این کار در عرض چهار هفته پذیرفت.


با این همه درخواست آمریکا با یک مشکل مواجه بود: ذیل ماده‌ی 45 قانون اساسی موقتِ تشکیلات فلسطین، عباس می‌توانست نخست وزیر را برکنار کند اما نمیتوانست نخست وزیر دیگری را منسوب کند که نماینده‌ی حزبِ واجدِ اکثریت در مجلس قانونگذاری فلسطین نباشد.



عباس نتوانست به وعده‌ی انحلال [کابینه‌ی حماس] عمل کند و درنتیجه از دولت بوش یادداشتی دریافت کرد که از او می‌خواست به حماس «گزینه ای روشن با ضرب الاجلی معین» بدهد مبنی بر اینکه «دولتی جدید مطابق با اصول گروه چهار» را بپذیرد یا نپذیرد. این یادداشت که بخشی از آن در ژانویه‌ی سال گذشته در Vanity Fair منتشر شد می‌گفت که اگر حماس به این درخواست پاسخ منفی داد «شما [عباس] باید نیتِ خود را روشن سازید و بگوئید که در آنصورت اعلام وضعیت فوق العاده خواهید کرد و دولتی تشکیل می‌دهید که به صراحت خود را به خط مشی [گروه چهار] متعهد بداند.»


این متن در ادامه خواسته بود تا عباس با آوردنِ «چهره های معتبر و دارای جایگاه محکم نزد جامعه‌ی جهانی» به تشکیلات خود، «تیم اش را تقویت کند». اشاره‌ی این درخواست به محمد دهلان، رئیس درازمدتِ نیروهای شبه نظامی فتح بود که از مدتها پیش کاندیدای مورد نظر دولت بوش و متحدانش به حساب می‌آمد. در آوریل سال 2003 یاسر عرفات توسط تونی بلر نخست وزیر انگلستان و حسنی مبارک رئیس جمهور مصر تحت فشار قرارگرفته بود تا دهلان را به ریاست امور امنیتی فلسطین بگمارد.


در اواخر 2006 رایس موفق شد مصر، عربستان سعودی و امارات متحده‌ی عربی را راضی کند تا با فراهم ساختنِ پول و دوره های سرّی آموزش نظامی، شبه نظامیانِ دهلان را که شمارشان بسیار افزایش یافته بود، تجهیز کنند.


اما در نقشه‌ی دولت بوش عنصر دیگری هم وجود داشت که دهلان را تشویق می‌کرد تا به تشکیلاتِ امنیتی حماس و زیرساختهای سیاسی اش در غزه (که به مراتب قوی تر از جناح عباس به نظر می‌آمد)، حمله کند. چندی بعد دهلان در گفتگویی با Vanity Fair تصدیق کرد که چندین ماه است «کارزار بسیار زیرکانه ای» را علیه حماس در غزه سامان داده است.


منابع دیگر گفتند که شبه نظامیانِ دهلان نیروهای امنیتی حماس را می‌ربایند و شکنجه می‌کنند.


آلوادور دسوتو که در آنزمان هماهنگ کننده‌ی ویژه‌ی سازمان ملل در فرایند صلح خاورمیانه بود، در گزارش محرمانه‌ی پایان مأموریت اش نوشت که آمریکا «آشکارا فشار می‌آورد تا رویارویی میان فتح و حماس درگیرد...» او به یادمی‌آورد که «نماینده‌ی آمریکا» در نشست دوم فوریه‌ی 2007 گروه چهار در واشنگتن دوبار اظهار داشت «چقدر از این خشونت خوش ام می‌آید» چون «معنایش این است که بقیه‌ی فلسطینی ها در برابر حماس ایستادگی می‌کنند.»


نماینده‌ی آمریکا [در جلسه‌ی یاد شده] کوندولیزا رایس، وزیر خارجه بود.


به نظر می‌رسد دولت بوش می‌خواست حماس از نقشه‌ی آنها برای کمک به فتح در اعمالِ خشونت علیه سازمان حماس در غزه باخبرباشد. گزارشی از رویترز که در پنجم ژانویه 2007 از اورشلیم مخابره شده بود، یک سند داخلی آمریکا را فاش کرد که نشان می‌داد ایالات متحده 86 میلیون دلار را [به عباس] وعده داده بود تا « ارکان امنیتی فلسطین تحت فرمانِ رئیس جمهور تشکیلات خودگردان تقویت و اصلاح شوند» و « زیرساختهای تروریسم منهدم و نظم و قانون در کرانه‌ی غربی و غزه تثبیت گردد».


در فوریه‌ی 2007 که عباس در مکه با حماس وارد مذاکره شد تا برای تشکیل دولت متحد فلسطین به توافقی تازه برسند، دولت بوش با آماده سازی یک «طرح اجرایی برای ریاست جمهوری فلسطین» واکنش نشان داد. این طرح محرمانه تهدید می‌کرد چنانچه عباس با خواستهای آمریکا همراهی نکند «جامعه‌ی جهانی دیگر منحصراً با ریاست جمهوری سروکار نخواهد داشت» و اینکه «کشورهای بسیاری در اتحادیه‌ی اروپا و گروه G8 بدنبال مذاکره کنندگانی معتبرتر از جانبِ فلسطینی ها خواهند گشت که در مسائل محوریِ امنیت و حکومت کارآمد باشند.»


این طرح به تاریخ دوم مارس 2007 از عباس می‌خواست تا او «اقدامات لازم را علیه گروه هایی که آتش بس را تضعیف می‌کنند آغاز کند با این هدف که از بابت همه‌ی گروه های مسلح در نهادهای امنیتی فلسطین طی مراحلی (در فاصله‌ی 2007 تا 2008) اطمینان حاصل شود...» این طرح وعده می‌داد به عباس کمک کند تا از طریق «برتریِ» نیروهای فتح بر حماس «نظم بایسته را بر خیابانهای فلسطین حاکم سازد» و پس از آن در پائیز 2007 انتخابات تازه برگزار خواهد شد.


این بار هم نقشه‌ی آمریکا محرمانه نماند و در آوریل 2007 توسط روزنامه‌ی اردنی المجد به بیرون درز کرد. چنین اتفاقی تنها در صورتی می‌توانست ممکن باشد که سرویس های اطلاعاتی اردن که همکاری نزدیکی با ایالات متحده دارند، تصمیم گرفته باشند تا این موضوع را به مطبوعات درز دهند.


سپس در هفتم ژوئن 2007 روزنامه‌ی اسرائیلی هاآرتص فاش ساخت که از اسرائیل خواسته شده است تا اجازه دهد ده ها خودروی زرهی مصری و صدها موشک و هزاران نارنجک برای نیروهای امنیتی فتح ارسال شوند.


نقشه های افشاشده پیرامونِ افزایش توانِ رزمی [فتح]، دعوتی آشکار برای حماس محسوب می‌شد تا دست به اقدامات و حملاتِ پیشگیرانه بزند. فردایِ انتشار گزارش هاآرتص، حماس عملیاتی را آغاز کرد که در عرض پنج روز به حضور امنیتی فتح در غزه خاتمه داد.


یک روز پس از شکستِ تمام عیار نیروهای دهلان در غزه، عباس کابینه‌ی وحدت هنیه را منحل کرد و با نقض منشور فلسطین نخست وزیر خود را منسوب نمود.


تار و مار شدن نیروهای دهلان نتیجه‌ی قابل پیش بینی سیاست دولت بوش بود. چنانکه خالد جعبری، فرماندهی گردانِ شهدای الاقصیِ فتح به دیوید رُز از Vanity Fair گفت: «تنها می‌توانیم این نتیجه را بگیریم که بدست گرفتنِ کنترل توسط حماس در خدمتِ استراتژیِ کلان [دولت بوش] است، چون اگر [هدف آمریکا] جز این بوده باشد، سیاست آنها جنون آمیز بوده است.»


اما دولت بوش نه تنها به این هدف خود رسید که دولتی با اکثریتِ حماس را از صحنه حذف کند، بلکه همچنین دلیل تازه ای بدست داد تا بعد بشود بر مبنای آن حمله‌ی همه جانبه‌ی اسرائیل به غزه را توجیه کرد: اینکه حماس با یک «کودتای غیرقانونی» بر غزه مسلط شده بود. این همان اصطلاحی بود که رایس در دوم ژانویه‌ی سال جاری بکار برد تا عملیات اسرائیل در غزه را موجه جلوه دهد.



* گرت پورتر تاریخ پژوه و روزنامه نگاری است که در حوزه‌ی سیاستِ امنیت ملی آمریکا تخصص دارد. نسخه‌ی شمیز آخرین کتاب او «مخاطراتِ سلطه: عدم توازن در قدرت و مسیر جنگ در ویتنام» در سال 2006 منتشر شد.


برگردان مقاله: رامین فراهانی


متن انگلیسی و منبع مقاله‌ی بالا:

Bush Plan Eliminated Obstacle to Gaza Assault


اگر این نوشتار را مفید می‌دانید، آن را برای دیگران هم ارسال کنید یا به آن لینک بدهید. نکته و انتقادی هم اگر بود، همین جا می‌توانید نظر بدهید. خوانندگانی که مسلط به انگلیسی هستند اگر لغزشی در برگردان دیدند متذکر شوند. سپاس


2 comments:

BA}{AR said...

سلام

خیلی خیلی ممنون از ترجمه روان و به جایتان.

بهار

Pedram Monasheri said...

omid varam ke har che zoodtar in jange laanati tamoom she...