Sunday, February 15, 2009

هش دار فیلتربانا


گویا این سربلندیِ فراگیر ارزانیِ ما گشته که وبلاگِ مان در ایران فیلتر (سرند) بشود. و این چندمین بار است. گویند حتا اگر نادانسته لینک یا واژه ای فیلتر شده را در وبلاگ ات بگذاری، مرورگر سامانه ی خودکارِ فیلترینگ هنگام برگه خوانیِ وبلاگ، واکنش نشان می دهد و نشانی تو را به میلیونها نشانیِ بسته شده می افزاید. اما چه بسا چندی بعد سرندگشایی (رفع فیلتر) بشوی. با این همه ندانستیم این بار چه کشکی از کشکولِ تهی مانده ی ما در سوراخِ فیلتربان گیر کرده است.


چیزی نمی نویسیم که به تریجِ قبای کسی برخورد. های و هویی نداریم که خواب کسی را آشفته کند. فقط هستیم و بودنمان سی سال است فیلتر می شود: رویندگیِ بلوغ ما، شور و شوندِ جوانی ما و روندِ بی گزندِ میانسالیِ ما سراسر در گیر و بند گذشته و می گذرد. از پر و بالِ جان تا بُنِ استخوان در خود سوخته ایم و آتشِ ما را پیوسته غربال کرده اند تا خاکستری بماند بر باد. اما مباد که خود را نسل سوخته بنامیم. چون هستیم و سبکباریم که در تباهی ننشستیم. خوشا که سربلندیم که بازیچه ی آرمانِ فرومایگان نبوده ایم. و شگفتا از این همه تنگ نظری که در آن تن آور می نماییم.


لیک این آشوب که در جان مردم است، از آشِ کشکِ وبلاگستان نیاشوبیده است، که از گشنگی و تشنگی جوشیده است؛ چه برای آب و نان، چه برای آزادیِ جان. پس گو شاطر را که نانِ مردم ندزدد، و هش دار فیلتربانا که دریای جان در تشتک و غربالِ تو نگنجد.

Monday, February 02, 2009

Persian Rap غوغای رپ ایرونی


رَپ ایرونی بعنوان بخشی از موسیقی زیرزمینی ایران و مثل هر چیز دیگه ی وارداتی با کپی کاری شروع شد و چون بی پرواترین ژانر زیرزمینی بود و شانسی هم برای مرئی شدن (روی صحنه اومدن) در ایران نداشت، به سادگی تن به هرزه گویی و کلبازی داد. با این حال در انبوه ترانه های رپ کارهای خوب هم میشه پیداکرد که مشکل پسندها رو بتونه جذب کنه...

یکی از رَپر ها یا رپخوانهای مستعد در ایران دختری ست که با اسم «غوغا» میخونه. آهنگ «عروسک کوکی» از غوغا به نظر من خیلی تأثیرگذاره، هم متن اش و هم اجراش، بخصوص اونجایی که از رپ بیرون میاد و از «اعتراض» زنانه به «احساس» زنانه می رسه و پژواکی میشه برای فروغ. گفتگویی با غوغا رو میتونید اینجا بخونید.

 
تابستونها رویای خوشگذرونی بالامیزنه بخصوص واسه جوونهای دبیرستانی و دانشجو، اما «تابستون کوتاهه». این اسم رپِ دومه از گروه «زدبازی» که البته چرند زیاد خونده این گروه، اما این یکی جذابه، چون همه چیزش درسته، بخصوص تنظیمش. فکر کنم یا از روی آهنگی خارجی کپی کردند، یا اینکه نتیجه ی هنر اونهایی بوده که در تنظیم و اجرای این کار با زدبازی همراه شدند، یعنی جی جی سیجال و نسیم. به هر حال خوراکِ جاده است، اون هم موقع برگشت.

آهنگ های بعدی از رپرهای دیگه ست با حس و حال متفاوت. سومی «اثرات جانبی» از عوالم نشئه بازی داستان میگه و یه جورایی مخ کار میگیره، اما سبک خوندنش متمایزه.

چهارمی «درجه ی داف» بیشتر خوراکِ رقصه، اما فازش جِلفبازیه، بخصوص وقتی دختره با عشوه خرکی از درجه ی داف بودنش میگه. تا اونجایی که سواد من میرسه، داف از Duff در انگلیسی میاد که یکی از معانیش کپل گنده ست، اما شنیدم که خیلی ها داف رو با کامیون هلندی DAF اشتباه میگرند و در نتیجه مقوله ی شاسی و بلندای قامت دختر هم به مفهوم داف اضافه شده. از واژه شناسی کوچه و بازار و نقد فمینیستی اگه بگذریم، ویژه گی «درجه داف» همون بگومگوی سَبُکسرانه و جسمانیشه و البته ضرباهنگش. فقط نمیدونم اون «تکنو دشتی» چی بود وسط این آهنگ؟ (تکنو دشتی: تلفیقِ نوای نی با کوبه ی تکنو.)

آخری «زندگی سگی» از شاهین نجفی زیادی متراکمه و نفس نمیده. یعنی رَپر میخواد همه چی رو یه جا بگه، اون هم در قالب مفاهیم و تصاویر ناهمساز. واسه همین فضایی برای فرم و لذت موسیقایی نمیذاره. به هر حال این هم یه جورشه. خوش بگذره با رجزگویانِ رپارسی (رپِ فارسی).